۰۲ تیر ۱۳۹۶

“آتش به اختیار” در راه‌پیمایی روز قدس

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

به ابتکار آیت‌الله خمینی آخرین جمعه ماه رمضان در همه شهرهای ایران تظاهراتی دولتی برپا می‌گردد که به دلیل مضمون ضد اسرائیلی‌اش به آن راه‌پیمایی “روز قدس” نام نهاده‌اند. در این روز بسیج و حزب‌الله و دیگر گروه‌های “لباس شخصی” صحنه‌گردان هستند. فعالیت “آتش به اختیار” در حاشیه نماز جمعه در این روز به اوج می‌رسد.

راه‌پیمایی امروز نسبتا خلوت بوده است. صحنه‌ای از آن.

راه‌پیمایی امروز نسبتا خلوت بوده است. صحنه‌ای از آن.

ایلنا امروز از تهران گزارش داده است:

«فردی که بلندگو به دست داشت در مراسم خطاب به مردم می‌گوید: “روحانی می‌گوید” و مردم پاسخ می‌دهند “مرگ بر آمریکا”، مجری سپس گفت: “آن روحانی را نگفتم روحانیت را گفتم.” کسانی که می‌گویند شعار مرگ و این حرفا باید جمع شود لباس زنانه بپوشند از مملکت بروند.»

عنوان این گزارش خبرگزاری “ایلنا” چنین است: «توهین آشکار به رییس‌جمهور در راهپیمایی روز قدس». ویدئوی زیر بازنمای شعاردهی علیه روحانی است:

در خبرگزاری‌های داخل گزارش‌های متعددی از این نوع منتشر شده است. علاوه بر حسن روحانی و پشتیبانانش، اکبر هاشمی رفسنجانی، دولتمرد درگذشته نیز، آماج “آتش به اختیار” بوده است.

نماز جمعه همواره صحنه “آتش به اختیار” بوده است. از زمان ریاست جمهوری خاتمی، نماز جمعه، به ویژه، در تهران، آتش سمت دولتمداران اصلاح‌طلب را هم نشانه گرفت. حمله به عبدالله نوری، وزیر کشور، و عطاءالله مهاجرانی در نماز جمعه‌ای در سال ۱۳۷۷ خبرهایی پربازتاب بوده‌اند. در سال ۱۳۸۸، سال جنبش سبز، این گونه حرکات اوج گرفت و اینک با رهنمود ولایی صریح “آتش به اختیار” فراز تازه‌ای یافته است.

مقامات دولت روحانی می‌کوشند از رابطه برقرار کردن میان رهنمود ولایی “آتش به اختیار” و مواردی چون توهین‌های سازمان‌یافته در راه‌پیمایی امروز خودداری ورزند و “آتش به اختیار” خامنه‌ای را به گونه‌ای دیگر تفسیر کنند. از جمله حسینعلی امیری، معاون پارلمانی حسن روحانی، در مصاحبه‌ای به مناسبت راه‌پیمایی امروز گفته است: « مقام معظم رهبری در این باره [آتش به اختیار] توضیحات کامل را فرمودند و اگر قرار باشد ما بیش از ایشان درباره این واژه بگوییم معتقدم تفسیر به رای شده است. آنچه که مسلم است مفهوم فرمایش مقام معظم رهبری به عنوان رییس حاکمیت به هیچ وجه ایجاد بی‌نظمی و بی‌قانونی در جامعه نیست.»

از جمله کسانی که امروز گرفتار توهین‌های حزب‌الله شدند، یکی اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی بود، و دیگری علی مطهری، نماینده مجلس که بارها مورد حمله “آتش به اختیار” قرار گرفته است.

آخوند و موشک در تظاهرات امروز

بلندگو، آخوند، موشک − صحنه‌گردانان  تظاهرات امروز

خبرگزاری ایلنا در مورد توهین به جهانگیری گزارش داده است: «عده‌ای که در گوشه‌ای از خیابان تجمع کرده بودند به محض دیدن معاون اول رییس جمهور شعار مرگ بر منافق سر دادند. گزارش‌های ایلنا از مسیر راهپیمایی حاکی از آن است که در برخی از نقاط مسیر راهپیمایی، عده قلیلی به محض دیدن دولتمردان شروع به دادن شعارهایی علیه آنها می‌کنند.» همین خبرگزاری در مورد واکنش علی مطهری به حواشی حضورش در راه‌پیمایی امروز از قول او نوشته است: «این رفتارها چیز مهمی نیست.»

۰۲ تیر ۱۳۹۶

حمله به سیاست‌های خارجی دولت در نماز جمعه مشهد

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در استان خراسان‌رضوی در خطبه‌های نماز جمعه مشهد به سیاست‌های خارجی دولت یازدهم تاخت و گفت «لااقل در دولت دوازدهم سیاست خود را عوض کنید».

احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در استان خراسان‌رضوی

احمد علم‌الهدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در استان خراسان‌رضوی

احمد علم‌الهدی در سخنان جمعه ۲ تیر خود موشک‌اندازی سپاه پاسداران به خاک سوریه را نشان‌دهنده قدرت جمهوری اسلامی دانست و با بیان این‌که قدرت ایران رژیم سوریه را حفظ کرده، گفت: «این قدرت را بپذیرید و سیاستگذاران ما در قوه مجریه و مقننه نیز این قدرت را باور کنند و درصدد ساخت و ساز با دشمن نباشند.»

نماینده رهبر جمهوری اسلامی با خطاب قرار دادن نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آنها پرسید: «این قدر بی‌تفاوت گوشه‌ای نشستن و دستگاهی را آزاد گذاشتن که هر کاری می‌خواهد بکند درست است؟»

علم‌الهدی نمونه‌ای از «شکست سیاست خارجی» را در توافق هسته‌ای موسوم به برجام دانست و گفت: «تحریم‌ها که برداشته نشد بلکه بر قُطر تحریم‌ها افزوده شد، پس لااقل سیاست خود را تغییر دهید.»

او همچنین از دولت به‌دلیل آن‌چه عدم پیشبرد سیاست اقتصاد مقاومتی خواند، حمله کرد و گفت: «سه سال است اقتصاد مقاومتی مورد تأکید است اما گمرک و واردات و تولید درست نشده است. چه عنادی است که بایستیم و قبول نکنیم؟»

در راهپیمایی‌های روز جمعه ۲ تیر به‌مناسبت «روز قدس» نیز حملات تندی به حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران شد. تندروها و حزب‌اللهی‌ها روحانی را «منافق» خطاب می‌کردند و در شعارهای خود او را با ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهوری ایران پس از انقلاب که توسط آیت‌الله خمینی و مجلس برکنار شد مقایسه کردند.

بیشتر بخوانید:

https://www.radiozamaneh.com/346710/embed#?secret=9QUpxG3tNU

۰۲ تیر ۱۳۹۶

درخواست‌های چهار کشور عربی از قطر: کاهش روابط با ایران

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

چهار کشور عربی که روابط خود با قطر را به حالت تعلیق در آورده‌اند فهرستی از ۱۳ خواسته خود را به‌عنوان شروط خود به دوحه ارائه کرده‌اند.

به‌گزارش رویترز، در این فهرست عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر به‌ویژه از قطر خواسته‌اند که شبکه خبری الجزیره را ببندد و روابط خود با ایران را کاهش دهد.

یکی از مقامات این چهار کشور که نام او برده نشده همچنین به رویترز گفته است که از قطر خواسته‌ شده تا به تمام روابط خود با گروه‌های اخوان‌المسلمین، «دولت اسلامی» (داعش)، القاعده، حزب‌الله و جبهه فتح‌الشام (شاخه سابق القاعده در سوریه) پایان دهد، یک پایگاه نظامی ترکیه در قطر را ببندد، و تمام کسانی که «تروریست» شناخته می‌شوند را مسترد کند.

عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر و یمن دوشنبه پنجم ژوئن در یک اقدام کاملاً غافلگیرکننده روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کردند و مرزهای زمینی و حریم هوایی خود را به روی این کشور کوچک در حاشیه خلیج فارس بستند. به تدریج چند کشور دیگر، از جمله جمهوری اسلامی موریتانی نیز در حمایت از عربستان سعودی روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کردند. عربستان سعودی و متحدانش، در بیانیه مشترک خود قطر را متهم کرده‌ بودند که از اخوان‌المسلین در مصر و حماس در نوار غزه حمایت می‌کند. آن‌ها همچنین خواهان تغییر سیاست قطر در رابطه با ایران شده بودند.

چهار کشور عربی حوزه خلیج فارس از طریق کویت به‌عنوان میانجی به دولت قطر ۱۰ روز مهلت داده‌اند تا به این خواسته‌ها عمل کند.

عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان یک هفته پیش اعلام کرده بود که همسایگان قطر در خلیج فارس در حال تهیه فهرست نارضایتی‌ها از این کشور هستند و به زودی آن را ارائه خواهند داد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نیز در برابر قطر موضع سرسختانه‌ای گرفت و این کشور را از حامیان «سطح بالا»ی تروریسم دانست و در توئیت‌هایی قطع رابطه کشورهای عربی با قطر را حاصل سفر خود به ریاض خواند. اما در همین حال دولت آمریکا هم با قطر قرارداد خرید جنگنده‌های اف ۱۵ به ارزش ۱۲ میلیارد دلار را بست و هم خواهان حل و فصل اختلاف‌ها شد.

انور قرقاش، وزیر خارجه امارات متحده عربی دوشنبه ۱۹ ژوئن / ۲۹ خرداد گفت اگر قطر سیاست خارجی‌اش را تغییر ندهد، انزوایی که همسایگانش به او تحمیل کرده‌اند ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند. روز سه‌شنبه ۲۰ ژوئن / ۳۰ خرداد آمریکا در واکنش به این سخنان وزیر خارجه امارات اعلام کرد که کشورهای عربی که رابطه خود با دوحه را قطع کرده‌اند شواهدی در باره حمایت قطر از تروریست‌ها ارائه نداده‌اند. رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا نیز فردای آن روز از کشورهای عربی درگیر در این بحران خواست تا در جهت عادی‌سازی روابط تلاش کنند.

ایران، ترکیه و روسیه در این بحران به حمایت از قطر پرداخته‌اند. ایران و به‌ویژه ترکیه از زمان تحریمهای ایجادشده علیه قطر، مواد غذایی به این کشور فرستاده‌اند. قطر در این مدت از ایران روزانه ۱۱۰۰ تن و از ترکیه چهار هزار تن مواد غذایی دریافت کرده است.

پارلمان ترکیه حتی لایحه‌ای را تصویب کرد که به دولت رجب طیب اردوغان اجازه می‌دهد نیروی نظامی در قطر مستقر کند. وزارت دفاع قطر یکشنبه ۱۸ ژوئن / ۲۸ خرداد اعلام کرد که اولین گروه سربازان ترک پس از ورود به این کشور در پایگاه نظامی طارق بن زیاد در دوحه تمرین‌های خود را اجرا کردند.

بیشتر بخوانید:

https://www.radiozamaneh.com/345786/embed#?secret=i5VEHgAiro

https://www.radiozamaneh.com/346098/embed#?secret=3cQ6O0rT8u

۰۲ تیر ۱۳۹۶

نمایش موشک‌‌های سپاه در حمله به داعش در چهارراه ولیعصر تهران در روز قدس

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

سپاه پاسداران موشک‌هایی را که در حمله یکشنبه ۲۸ خرداد خود به مواضع گروه دولت اسلامی (داعش) به دیرالزور از آن‌ها استفاده کرده بود، به مناسبت برگزاری روز قدس، در چهارراه ولیعصر در تهران به نمایش گذاشت. یک روزنامه اسرائیلی ادعا کرده که این موشک‌ها از برد و دقت کافی برخوردار نیستند.

موشک سپاه در چهارراه ولی‌عصر تهران

به گزارش خبرگزاری‌های داخلی، سپاه پاسداران در راهپیمایی جمعه ۲ تیر روز قدس موشک‌های ذوالفقار و قدر را به نمایش درآورد.

سپاه پاسداران موشک ذوالفقار با ۷۰۰ الی ۷۵۰ کیلومتر برد را در میان موشک‌های میان‌برد و رادارگریز و نقطه‌زن طبقه‌بندی کرده و می‌گوید سه برابر سرعت صوت سرعت دارد.

رمضان شریف، سخنگوی سپاه اعلام کرده بود که سپاه ۶ موشک به دیرالزور پرتاب کرده است.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص دو روز پیش گزارش داده بود که سپاه ۷ موشک به دیرالزور پرتاب کرده که از آن میان، سه موشک به مقصد نرسیده و در خاک عراق سقوط کرده‌ و دو موشک دیگر هم که می‌بایست نقطه‌زن باشند، «کیلومترها دور از هدف» در خاک سوریه فرود آمده‌اند.

۰۱ تیر ۱۳۹۶

ادامه بگومگوی خامنه‌ای و روحانی: یادآوری مجدد «سرنوشت بنی‌صدر»

FacebookTwitterGoogle+BalatarinPrintEmailShare

در کانال تلگرام علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی فیلم کوتاهی منتشر شده با عنوان «سرنوشت بنی‌صدر» برای یادآوری پیامدهای تأکید بر اصالت رأی مردم که ممکن است به برگزاری جلسه عدم کفایت در مجلس شورای اسلامی و عزل رئیس جمهوری منتخب به صلاحدید ولی فقیه بینجامد.

علی خامنه‌ای و حسن روحانی: ولایت آسمانی و مشروعیت زمینی

علی خامنه‌ای شامگاه ۲۲ خرداد ضیافت افطاری برگزار کرد که سران قوا و گروهی از کارگزاران بلندپایه نظام را هم به این ضیافت دعوت کرده بود. رهبر جمهوری اسلامی در این ضیافت پرپیامد، از «تفسیرهای غلط از رأی مردم» و «تلاش برای تقسیم کردن مردم» و «دو قطبی کردن» جامعه انتقاد کرده و این اقدامات را به رفتار نخستین رئیس جمهوری ایران، ابوالحسن بنی‌صدر تشبیه کرده بود. بعد از این ضیافت بود که اختلاف بین خامنه‌ای و روحانی بر سر اینکه حاکم کیست و حاکم را چه کسی انتخاب می‌کند – مردم یا خدا – اوج گرفت، تا بدان حد که سپاه پاسداران هم روز گذشته با صدور اطلاعیه‌ای به بگومگو بین رهبر و رئیس جمهوری اسلامی ورود کرد و بر تبعیتش از رهبر صحه گذاشت.

فیلم «سرنوشت بنی‌صدر» در کانال رهبر جمهوری اسلامی صبح پنجشنبه ۱ تیر منتشر شده و در خبرگزاری‌های نزدیک به سپاه و ولایتمداران بازنشر شده است. در این فیلم کوتاه، علی خامنه‌ای در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی که برای رأی‌گیری درباره عدم کفایت ابوالحسن بنی‌صدر از ۲۰ تا ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ برگزار شد، در سخنانی دلایلش برای عدم کفایت نخستین رئیس جمهوری ایران را برمی‌شمرد. یکی از این دلایل دو قطبی کردن جامعه است:

«مشتعل کردن آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی که در فارغ‌ترین اوقات نیز از یک فرد مسئول، ناروا و غیر مقبول است، منشأ یک سلسله اختلافات میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت» شده است.

 نمای بعدی به ۳۶ سال بعد بازمی‌شود: علی خامنه‌ای در ضیافت افطاری ۲۲ خرداد در جمع سران قوا و گروهی از کارگزاران بلندپایه نظام می‌گوید:

«کشور را دو قطبی نباید کرد. مردم را به دو دسته نباید تقسیم کرد. آن حالتی که در سال ۵۹ متأسفانه از ناحیه رئیس جمهور آن روز اتفاق افتاد که مردم را به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرده بودند که چیز خطرناکی‌ست.»

نمای بعدی باز به ۳۶ سال قبل، به خرداد ۱۳۶۰ بازمی‌گردد. خامنه‌ای را در مجلس شورای اسلامی می‌بینیم که به پایان نطق خود رسیده است:

«اینجانب، آقای بنی‌صدر، رئیس جمهور را دارای کفایت سیاسی برای اشغال پست خطیر ریاست جمهوری نمی‌دانم.»

آیا قرار است تاریخ تکرار شود؟

در روزهای گذشته نظرات حسن روحانی درباره اهمیت رأی مردم در انتخاب حاکم در جامعه اسلامی واکنش ولایتمداران را برانگیخته است. فیلم «سرنوشت بنی‌صدر»، یک روز بعد از انتشار دومین اطلاعیه سپاه پرده دیگری از اختلاف بین رهبر و رئیس جمهوری را به نمایش می‌گذارد.

روحانی می‌گوید اگر حاکم بخواهد حکومت کند باید دستش باز باشد و این ممکن نیست جز با رأی مردم. او همچنین با اشاره به واقعه غدیر خم می‌گوید برای حکومت تنها ولایت کافی نیست، بلکه به رأی مردم هم نیاز است. او از آیت‌الله خمینی هم مثال آورده که به اعتقاد او پیش از انقلاب مرجع و ولی فقیه بود، اما تنها با وقوع انقلاب ۵۷ و با حمایت مردم موفق شد حکومت کند.

محمد تقی مصباح، ناصر مکارم شیرازی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و خبرگان رهبری به سخنان روحانی واکنش نشان داده‌اند. عده‌ای او را به کفرگویی و عده‌ای او را حتی به توطئه و خیانت متهم کرده‌اند.

در همین زمینه:

FarzadNayebgharib, ارسال کننده فرزاد نایب غریب

ن  >  گزارشی از وضعیت سیامک میرزایی در ششمین روز اعتصاب غذا

PrintFriendly and PDFچاپ خبر

گزارشی از وضعیت سیامک میرزایی در ششمین روز اعتصاب غذا

خبرگزاری هرانا – سیامک میرزایی از روز شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده است. روزشمار وضعیت جسمی وی که در ششمین روز اعتصاب به سر می برد را به روایت بهدای زندان در ادامه بخوانید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، سیامک میرزایی فعال ترک (آذری) که در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده است، اعلام کرده است که تا دستیابی به خواسته هایش دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید.

یک منبع نزدیک به سیامک میرزایی به گزارشگر هرانا گفت: ” این فعال ترک که در ششمین روز اعتصاب غذا به سر می برد، شنبه هفته جاری، با محدود کردن تغذیه خود به آب اعتصابش را آغاز کرده است و درخواست مسولین مبنی بر استفاده از قند، نمک و سایر مایعات را رد کرده است.”

این منبع مطلع در ادامه گفت: “در پی پیگیری و مراجعه خانواده میرزایی به شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، مسولین اعلام کرده‌اند که کماکان پرونده و مستندات پرونده از دادگاه بدوی ارسال نشده و پیگیر برگزاری جلسه دادگاه در اوایل هفته آینده هستند.

بر اساس معاینات روزانه بهداری زندان اوین، جزییات ثبت شده فشار خون آقای میرزایی در چند روز اخیر به شرح زیر است؛

بیست و هفتم خردادماه: فشار خون ۶/۵ روی ۸
بیست و نهم خردادماه: فشار خون ۷/۵ روی ۹ 
سی ام خردادماه: فشار خون ۶ روی ۹

منبع مطلع آگاه از وضعیت آقای میرزایی ضمن تایید این اطلاعات پزشکی در گفتگو با هرانا تاکید کرد: “این زندانی سیاسی به صورت هر روزه در ساعت۲۱، جهت ثبت شرایط پزشکی به بهداری زندان منتقل می شود.”

سیامک میرزایی، جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶, با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به ریاست اندرزگاه شماره ٨ ندامتگاه اوین اعلام کرد که “به دلیل کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا خواهد زد”.

سیامک میرزایی در پایان نامه‌اش مسئولیت عواقب این اعتصاب را متوجه مامورین امنیتی وزارت اطلاعات و عوامل قضایی دخیل در پرونده دانسته است.

درحالی که پرونده این زندانی به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده است، جلسه تجدیدنظر این فعال ترک (آذری) تاکنون دوبار و بهانه‌های نبود قاضی پرونده و عدم وجود مستندات لازمه اعم از کیفرخواست، دادنامه صادره از دادگاه بدوی، نامه اعتراضی وکیل این زندانی و آخرین دفاعیه بازپرسی و دادگاه بدوی در پرونده، به تعویق افتاده است و تا زمان تکمیل پروند برگزار نخواهد شد.

میرزایی فعال ترک (آذری) که از بیست‌ و سوم تیر ماه ۹۵، در پارس‌آباد مغان بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد، سرانجام در دادگاه انقلاب بهارستان و به ریاست قاضی حسنی به ۱۰ سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به طبس محکوم شد.

یک منبع مطلع در رابطه با محاکمه این فعال ترک به گزارشگر هرانا گفته بود:” سیامک میرزایی پس از بازداشت با اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم اتهام شد و سپس به زندان اوین در تهران منتقل شد. پس از انتقال به تهران، اتهام این زندانی سیاسی به تشکیل جمعیت غیر قانونی تغییر یافت و در دادگاه انقلاب بهارستان به ریاست قاضی حسنی به اتهام تشکیل جمعیت غیرقانونی، بدون مدارک و شهواد کافی و حتی ذکر عنوان جمعیت موردنظر به به ۱۰ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به طبس محکوم شد.”

سیامک میرزایی دانشجوی محروم از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد است که پیشتر در سال ۱۳۹۰ در خصوص پرونده دیگری به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

FarzadNayebgharib, ارسال کننده فرزاد نایب غریب

خانهگزارش

خط ممیزی به نام صفایی فراهانی- قسمت پایانی

 نمایندگی مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی و حضور در ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی»، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 13888 بخشی از فعالیت های سیاسی صفایی فراهانی بوده است.

سه‌شنبه, 20 ژوئن 2017پیام یونسی‌پور

درآمدهای منحصر به فرد فدراسیون

نگاه صفایی فراهانی به فوتبال، جدا از بحث اقتصادی، بُعد بین المللی گسترده تری از کسب کرسی های قدرت یا روابط نزدیک در فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا داشت. صفایی فراهانی نخستین رییس فدراسیون فوتبال ایران پس از انقلاب بود که موفق شد در تهران میزبان ریاست فدراسیون جهانی فوتبال شود. سپ بلاتر سال 1379 به دعوت صفایی فراهانی به تهران آمد.

تیم ملی ایران برای نخستین بار و تا امروز، آخرین بار پس از جام جهانی فوتبال (دی ماه سال 1378) برای شرکت در تورنمنت چهارجانبه به امریکا رفت. صفایی فراهانی سال 81 به روزنامه خبرورزشی گفته بود که برای لغو این سفر، زیر فشار قرار گرفته و حتی تهدید شده بود.

در زمان ریاست صفایی فراهانی، چهار دوره جام «LG» در تهران برگزار شد؛ تورنمنت هایی که با حضور تیم ملی یا تیم های باشگاهی برپا می شد و هر بار برای فدراسیون ایران درآمد 500 هزار دلاری به همراه داشت. پیش از صفایی فراهانی، این رقابت ها همواره در کره جنوبی یا مصر برگزار شده بودند.

او برای نخستین بار «تومیسلاو ایویچ» را به ایران آورد. شاید بتوان مهم ترین نقد بر کارنامه عملکردش را اخراج زودهنگام ایویچ از مربی گری تیم ملی پس از شکست سنگین 7-1 مقابل باشگاه رم دانست. اما پس از آن، حضور «میروسلاو بلاژویچ» و «برانکو ایوانکوویچ» در راس کادر فنی تیم ملی ایران، محصول نگاه خاص او به فوتبال بین المللی بود.

اما شاخصه گم شده مدیریت صفایی فراهانی به جام جهانی فوتبال برمی گردد. خودش در مصاحبه ای با «ایران» در سال 93 توضیح داده است: «من شش ماه قبل از جام جهانی به پاریس سفر کردم. شهرهایی که قرار بود میزبان باشیم را تک به تک دیدم. ما باید در شهرهای “مون پولیه”، “لیون” و “سنت اتين” بازی می کردیم. همین طور در پاریس هم حضور داشتیم. وقتی به ایران برگشتم، از دولت درخواست بودجه برای خرید 10 بیلبورد در این شهرها را کردم. ما 10 بیلبورد در شهرهایی که حضور داشتیم و همین طور مسیر فرودگاه پاریس نصب کردیم که مناطق گردش گری تهران را به نمایش می گذاشتند.»

نگاه صفایی فراهانی به جام جهانی، فراتر از برگزاری یک تورنمنت ورزشی بود. او به آن، به چشم یک فرصت نگاه می کرد. همین طرح را سال 93 در گفت و گو با ایران برای جام جهانی برزیل هم مطرح کرد؛ البته بدون آن که سمت یا مقامی در فوتبال ایران داشته باشد.

در جام جهانی 98 فرانسه، رییس فدراسیون فوتبال ایران می خواست که از این مسابقه برای نمایش هر چه بهتر کشور خود استفاده کند. بنابراین، از مسوول تدارکات فدراسیون خواست برای هر بازیکن، شاخه گلی تهیه شود. آن گل ها رز سفید بودند؛ سمبل صلح در ایران. صفایی همین طور خواسته بود برای نزدیک شدن مسیر حرکت اتوبوس تیم ملی از هتل به ورزشگاه در روز بازی با امریکا، دیوار یک پادگان نظامی تخریب و خیابانی اختصاصی برای اتوبوس تیم ساخته شود. فشار او روی شهرداری شهر لیون، این خیابان اختصاصی را از میان پادگان نظامی عبور داد.

بررسی مجموعه نگاه فراهانی به مدیریت فوتبال، ما را به همان تقسیم بندی تاریخ مدیریت فدراسیون ایران می رساند؛ پیش و پس از صفایی فراهانی.

شاید اگر تصمیم او برای ساخت کمپ تیم های ملی از کنار درآمد ماحصل از جام جهانی نبود و همان مبلغ اهدایی از سوی فیفا (به درخواست خداداد عزیزی، علی دایی و سایر بازیکنان تیم ملی) میان بازیکنان تقسیم می شد، امروز کمپ تیم های ملی با وجود همه ایرادهای کنونی آن، پس از نزدیک به 17 سال، وجود خارجی نداشت.

صفایی فراهانی شهریور ماه سال 1381 از مدیریت بر فدراسیون فوتبال ایران استعفا داد. او در مراسم رونمایی از ساختمان جدید فدراسیون فوتبال در خیابان «پاکستان» تهران، با جمله ای تاریخی از مدیریت در فدراسیون کنار کشید: «من فوتبال را به نامادری اش می سپارم.»

این دقیقا همان کلید معروف کلمات صفایی در مدیریت فوتبال است. نامادری از نگاه صفایی، رییس یا مدیر بعدی نبود. او سال 87 به روزنامه شرق گفت: «نامادری، تفکر حاکم بر فوتبال دولتی ایران بود.»

در مصاحبه اردیبهشت ماه سال 93 با روزنامه ایران هم بیش از قبل در مورد کودک یتیم فوتبال ایران توضیح داد: «من فوتبالی را در دست داشتم که باشگاه هایش ناتوان بودند. حق پخش تلویزیونی دغدغه بزرگ من بود و من به تنهایی، بدون حمایت دولت، بدون این که حتی باشگاه ها بخواهند کنار هم باشند، نمی توانستم این حق را بگیرم. من با فوتبالی روبه رو بودم که تراز مالی باشگاه هایش زیر صفر قرار گرفته بود. وقتی حس کردم نمی توانم کاری انجام دهم، رفتم.»

تفسیر او از «نامادری»، مدیریت حاکم دولتی، نظامی و اقتصادی بر فوتبال ایران بود؛ مدیریتی که هنوز فوتبال ایران را بیمار نگه داشته است.

 

دنیای ناشناخته مهندس

شاید جالب باشد که بدانیم صفایی فراهانی در خانواده ای متولد شد که گرایش های مختلف سیاسی داشت. عموی او، «علی‌اکبر صفایی فراهانی»، از رهبران و اعضای بنیان گذار «سازمان چریک های فدایی خلق» و فرماندۀ نظامی تیم «جنگل» در عملیات «سیاهکل» بود. علی اکبر در جریان عملیات سیاهکل (سال 1349) توسط کدخدا و چند تن از روستاییان دستگیر و به ژاندارمری تحویل داده شد. او را در روز ۲۶ اسفند ۱۳۴۹ به همراه دیگر چریک‌های فدایی در میدان تیر «چیتگر» تهران تیرباران کردند.

محسن صفایی فراهانی اما شکل گیری تفکرات سیاسی خود را در گفت و گو با «دنیای فوتبال» این گونه بیان کرده بود: «بدون واکاوی جدی، تحلیل کردن گروه های سیاسی دهه ۴۰  و ۵۰ در ایران کار آسانی نیست. فضای عمومی دانشگاه های ایران در آن دوران از دنیای خارج تاثیر می گرفت. علتش هم فعال بودن اتحاد جماهیر شوروی در اکثر جنبش های فعال آن دوره بود. جنبش های چپ مقوله ای جدی برای کشورهای جهان سوم بودند. آفریقا، خاورمیانه، شرق آسیا و امریکای لاتین همه متاثر از جنبش های چپ بودند.این فضا کلی و گرایشات آن مقطع ناشی از این نگرش بیرونی و کاملا تسلط یافته بر جنبش های دانشجویی ایران بود؛ مثل پیروزی “کاسترو” در کوبا، اتفاقات جنگ ویتنام و انتخاب “پاتریس لومومبا” در آفریقا. همه این ها اثر گذار شده بودند. اما این که چرا من به آن سمت نرفتم، به این دلیل بود که گرایشات مذهبی در خانواده و دبیرانم در دبیرستان که الگوی من شده بودند، بر سایر مقولات می چربید. من در دوره دبیرستان مرتب با بعضی از معلمان و هم دوره های خودم در مساجد بازار حضور جدی داشتیم و با توصیه دبیرمان، با کتاب های مرحوم طالقانی آشنا شدم. هم او بود که ما را تشویق کرد در محاکمات مهندس “مهدی بازرگان” حاضر شویم و بعد هم با کتاب های مهندس بازرگان و دکتر “علی شریعتی” مانوس شدم. البته به این معنی نبود که بقیه کتاب ها را نمی خواندم. تمامی کتاب های مربوط به “مارکس”، “لنین”، “مائو” و نوشته های “عبدالصمد کام‏بخش”، “احسان طبری” و “بیژن جزنی” از حزب توده و نوشته های اعضای دیگر حزب توده را با هر مکافاتی بود، تهیه و مطالعه می کردم.»

او پس از انقلاب در ستاد نیروی زمینی ارتش در «لویزان» تهران مستقر شدم و مسوولیت حفاظت را برعهده گرفت. دو ماه بعد به شهرداری تهران رفت و تا پایان سال 58 در آن جا مشغول بود. سال 59 به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران رفت و معاون مدیرعامل سازمان شد. از این جا بود که با وزارت صنایع پیوند خورد. او در این وزارت خانه مسوولیت حل معضل اعتصابات کارگری را برعهده گرفت. خودش گفته است: «در هیچ مساله کارگری، نه گروگان گرفته شدم و نه از نیروهای امنیتی، شهربانی و ژاندارمری وقت کمک خواستم.»

حضور در مجتمع فولاد اهواز با آغاز جنگ و همین طور عضویت در «اتاق جنگ» به منظور جابه جایی نیروهای نظامی و ایجاد خاک‎ریز و ساخت سنگر برای نیروها در روزهای نبرد اهواز، از مسوولیت های دیگر صفایی فراهانی است که تا امروز چندان در مورد آن حرفی به میان نیامده است. پیشنهاد «مصطفی چمران» برای احداث کانال دور شهر و سرازیر کردن آب داخل آن به منظور جلوگیری از ورود تانک های عراقی برعهده صفایی فراهانی بود. در سال های جنگ، پیشنهاد تاسیس و راه اندازی کارخانه‏ های داخلی ملزومات جنگی را به «بهزاد نبوی»، وزیر وقت صنایع سنگین داد.

پس از جنگ و تشکیل دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، یک سال و نیم قائم مقام وزارت صنایع سنگین در وزارت‏خانه «محمدهادی نژادحسینیان» ماند اما بعد به دلیل اختلاف سلیقه استعفا داد و دعوت «بیژن زنگنه»، سمت قائم مقام وزارت نیرو را هم رد کرد. آن روزها زنگنه وزیر نیرو بود. او پذیرفت مشاور وزیر شود چون از قائم مقامی خاطرات خوشی در ذهن نداشت. سپس به مدیرعاملی شرکت «توانیر» درآمد.

مشکل اصلی کشور در آن زمان، قطع برق های مکرر بود. به گفته خودش، وقتی توانیر را در دست گرفت، در ۲۴ ساعت، پنج ساعت خاموشی در سراسر کشور اعمال می شد.

مجلس چهارم شورای اسلامی با حضور صفایی فراهانی در توانیر مشکل داشت. طرح استیضاح زنگنه در مجلس همان زمان مطرح شد و به او پیغام دادند در صورتی که صفایی فراهانی از توانیر نرود، وزیر برکنار خواهد شد. صفایی فراهانی استعفایش را نوشت اما بعد از قبول استعفا از سوی زنگنه، شرکت های «فرآب» و «مپنا» را برای ساخت نیروگاه در کشور تاسیس کرد. اولین محصول مپنا، نیروگاه اراک بود.

سال 75 ستاد انتخاباتی محمد خاتمی را در تهران راه اندازی کرد. به گفته خودش، یکی از مشاوران رییس دولت اصلاحات که در دولت حسن حسن روحانی هم به وزارت رسیده است، به او گفته بود خاتمی حتی 10 درصد هم شانس پیروزی نخواهد داشت. مشارکت در راه اندازی جبهه مشارکت اسلامی، نمایندگی مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی و حضور در ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی»، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 بخشی از فعالیت های سیاسی او بوده است.

اما صفایی فراهانی چه گونه رییس فدراسیون فوتبال ایران شد؟ مردی که آمیخته به سیاست و اقتصاد و صنعت بود، چرا به فوتبال آمد؟ جواب این سوال را خودش اول بار در اسفندماه سال 95 داد: «بعد از صعود ایران به جام جهانی فوتبال، تقریبا هر روز ساعت هشت صبح آقای سعید فائقی (معاون وقت سازمان تربیت بدنی) می آمد دفتر من و من هر روز شرمنده ایشان می شدم. حرف شان این بود که برای حضور با آبروی ایران در جام جهانی کمک کنیم. من عضو هیات رییسه فدراسیون فوتبال بودم اما حضور پررنگی در فدراسیون نداشتم. نهایتا گفتم اگر مشکل تیم ملی است، من حاضرم به صورت مقطعی به آن کمک کنم. گفتم به این شرط که در انتخاب مربی و بازی تدارکاتی و…، فقط کادر فنی تصمیم بگیرد. البته شرط دوم این بود که هیچ کس در کار تیم ملی هیچ دخالتی نداشته باشد. ایشان استقبال کرد و من با آقای هاشمی طبا مذاکره کردم. یک روز عصر هم گفتند هشت صبح فردا برویم دفتر آقای هاشمی طبا. ما رفتیم و آقای هاشمی طبا گفت که پنج نفر را برای ریاست فدراسیون پیشنهاد داده است و در مشورت با آقای خاتمی، تصمیم گرفته اند من رییس فدراسیون باشم. من هم گفتم که بنا نبود مسوولیت فدراسیون را بپذیرم. ایشان یک نامه به من داد و دیدم حکم را هم زده اند و اصرار به پذیرش آن داشتند. قبول کردم و مستقیم از آن جا به دفتر رییس فدراسیون فوتبال رفتم و به آقای مصطفوی موضوع را گفتم.»

صفایی فراهانی را اصرارها وارد فوتبال کرد اما آثارش سال ها از بین نمی رود. او پیش از آغاز جام جهانی 98 فرانسه گفته بود که دسترنج زحماتش در فوتبال ایران را 20 سال بعد خواهیم دید؛ اتفاقی که امروز رخ داده است.