شیرپوشالی احمدی نژاد

مجموعه حرکات تیم احمدی نژاد این روزها دو مسیر را به ذهن متبادر می کند: یا به نابودی نظام واقف هستند یا به نابودی خودشان. آنها ظاهرا با شجاعت تمام به مهم ترین نهادهای نظام حمله می کنند. داوری، عضو ستاد بقایی از جنگ حامیان هاشمی و خامنه ای در انتخابات به عنوان جنگ بنی امیه و بنی عباس یاد می کند. بقایی از آمادگی برای شهادت می گوید. مشایی به اژه ای نامه می نویسد و از صادق لاریجانی به عنوان توطئه گر، گمراه و زیاده خواهی یاد می کند که سال ۹۰ هدف پلیدی مانند بازداشت بقایی را دنبال می کرد. آنها ابراهیم رئیسی را از طیف اقتدارگرا توصیف می کنند و می گویند به دروغ کاندیدای خامنه ای مطرح شده، طرح پارلمانی شدن ساختار نظام سیاسی که توسط خامنه ای مطرح شد را ارتجاع می خوانند، از روحانی به عنوان استعمارگر و سرکوب گر یاد می کنند، می گویند بقایی پیروز شود انقلابی نوین در راه است، از کنسرت معین و سیاوش قمیشی و … در تهران می نویسند، چیزی نمانده که بگویند حجاب را آزاد می کنیم و ولی فقیه را سرنگون. اما تهور ظاهری از سوی این طیف چرا از سوی نظام سیاسی تحمل می شود؟ 
به نظر می رسد نظام سیاسی به یک نکته مهم واقف است. احمد توکلی، نماینده سابق مجلس که برای ردصلاحیت احمدی نژاد به شورای نگهبان نامه سرگشاده نوشت، جمله مشهوری درباره احمدی نژاد دارد. او می گوید سال ۸۸ بین موسوی و احمدی نژاد از سر اضطرار به احمدی نژاد رای دادم، چون می دانستم موسوی می تواند پتانسیل اجتماعی خودش را به یک پتانسیل سیاسی علیه نظام / خامنه ای تبدیل کند ولی احمدی نژاد اگر هم بخواهد، نمی تواند چنین پتانسیلی را برانگیخته کند.

این نکته را می توان در تحلیل رفتار اکثر حامیان احمدی نژاد در ایران هم دریافت. انبوهی از مردم حامی او خاطره خوش شان به دریافت یارانه، پول نقد و وام های بی حساب و کتاب باز می گردد. همین چند وقت پیش وقتی به عزیزی گفتم احمدی نژاد کاندیدا شده، گفت به او رای می دهم، چون می خواهم گلخانه بزنم، وام نیاز دارم. در واقع ترجمه پتانسیل اجتماعی احمدی نژاد محدود به همین حوزه است. در حوزه آزادی بیان، آزادی سیاسی، امنیت، سیاست خارجی، فرهنگ و …، هرچه خاطره از احمدی نژاد برجای مانده، زخم است و تلخ. به همین خاطر است که بقایی شعار یارانه ۲۵۰هزار تومانی را مطرح می کند. او و احمدی نژاد به خوبی می دانند که با وعده توزیع پول بیشتر می توانند محبوبیت کسب کنند. البته آنها هوس کرده بودند که از مسیر ملی گرایی و آزادی خواهی یار جمع کنند ولی برای کثیری از مردم وقتی او از آزادی خواهی حرف می زند،‌ کهریزک به ذهن می آید، برخوردهای ۸۸ و …. حتی در نزد برخی غیرسیاسی تر ها، شعارهای ملی گرایانه احمدی نژاد، او را نزد جمعی مشهور و محبوب می کند ولی وقتی به دعای فرج خواندن او گره می خورد، مخاطب را گیج می کند. احمدی نژاد از این مسیر یعنی گره زدن ادبیات ملی گرایانه و آخرالزمانی هیچ گاه نمی توند هویت یا مخاطب خاص و تعریف شده ای برای خودش تعریف کند که منجر به شکل دهی یک پتانسیل قابل توجه یا خطرناک شود. درک مردم از احمدی نژاد اغلب مساوی وعده های اقتصادی شده است. از این رو، هیچکس مقابله جویی سیاسی آنها با نظام را جدی نمی گیرد. بابتش به نظام نیش و کنایه می زنند ولی انتظار خاصی از احمدی نژاد ندارند. در واقع مبارز طلبی آنها، محصول جدی نگرفته شدن شان ست، هم در جامعه و هم در سطح کلان سیاسی.

با این حال چنین رفتاری مرز مشخص دارد. سال ها پیش رحیم صفوی، فرمانده سابق سپاه درباره اصلاح طلبان گفت ما منتظر بودیم مارهای سمی از لانه بیرون بیایند،‌ شکارشان کنیم، شبیه همین حرفی که دادستان کل کشور زد و خطاب به جریان احمدی نژاد گفت وقتی این غده چرکین برسد، جراحی می شود. جراحی باند احمدی نژاد = ماری که خامنه ای در آستین خود پرورش داد، بر خلاف جوسازی این طیف هزینه بالایی ندارد. دقیقا به همان دلیل پیش گفته؛ پتانسیل اجتماعی حامی احمدی نژاد قابلیت ترجمه و تبدیل به یک پتانسیل سیاسی را ندارد. یعنی اگر فردا احمدی نژاد ردصلاحیت شود، شاهد اعتراض اجتماعی یا راهپیمایی یا نامه نگاری اهل سیاست و چانه زنی نیستیم. مشتی جوک و کنایه علیه خامنه ای و جنتی درست می شود که کارشان تف سربالا بوده و تمام می شود. ما با یک شیر پوشالی مواجه هستیم. این را خیلی ها می دانند، از جمله احمدی نژادی ها.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s