خانهگزارش

موسوی خوئینی ها و ابراهیم رئیسی؛ پرونده های ناتمام

1″ class=”slider-pagination ng-scope swiper-pagination-clickable” style=”box-sizing: border-box; position: relative; text-align: center; margin-right: -5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 10px; padding: 0px; background-image: initial; background-position: initial; background-size: initial; background-repeat: initial; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; display: inline-block; z-index: 10;”>

 موسوی خوئینی ها ۱۹تیرماه۱۳۶۴ با حکم روح الله خمینی، دادستان کل کشور شد و چهار سال و اندی در این  سمت ماند

 ابراهیم رئیسی دادستان جمهوری اسلامی در زمان کشتار زندانیان سیاسی بود

چهارشنبه, 12 آوریل 2017رضا حقیقت‌نژاد

حضور ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، پرونده اعدام های تابستان ۶۷ را دوباره به عرصه عمومی کشانده است. خبرگزاری «فارس» دیروز در واکنش به طرح اتهام دخالت مستقیم ابراهیم رئیسی در این جنایت، از «محمد موسوی خوئینی ها» به عنوان دادستان کل وقت نام برد.

موسوی خوئینی ها ۱۹تیرماه۱۳۶۴ با حکم روح الله خمینی، دادستان کل کشور شد و چهار سال و اندی در این سمت ماند. او معتمد خمینی بود و تیرماه ۶۲ از سوی خمینی پیشنهاد شد وزیر اطلاعات شود.

«محمد ملکی»،‌ فعال سیاسی روایت کرده است «خوئینی ها با احمد آقای خمینی از زمان طلبگی روابط بسیار نزدیکی داشت.»
طبعا روابط نزدیک با پسر و همه کاره خمینی برای صعود در دوران خمینی کافی بود.

نام موسوی خوئینی ها در دهه های گذشته با هفت پرونده مهم گره خورده است:

۱) تسخیر سفارت امریکا در آبان ۵۸: دانشجویان طراح تسخیر سفارت پیش از آغاز عملیات، از موسوی خوئینی ها خواستند به قم برود و طرح شان را با خمینی در میان بگذارد ولی او گفت اول تسخیر کنید، بعد به خمینی می گوییم. بعد از تسخیر هم با کمک احمد خمینی، ترتیب ملاقات دانشجویان با خمینی را داد و‌ تاییدیه گرفت با عنوان «انقلاب دوم». زخم تسخیر سفارت و گروگان گیری کماکان بر تن دیپلماسی کشور و روابط ایران و امریکا مانده است ولی موسوی خوئینی ها از آن دفاع می کند: «ورود دانشجویان به لانه [سفارت] یک حرکت قابل دفاع است… گروگان گیری عکس العمل به رفتار امریکایی ها بود.» (موسوی خوئینی ها،‌ سخنرانی دانشگاه تهران، آذر۸۹)
در این ماجرا، برخی مخالفان موسوی خوئینی ها، او را مهره شوروی سابق و برخی چون «احمد قدیریان»،‌ عضو حزب «موتلفه اسلامی» گفته اند او مهره امریکا بود: «گرفتن لانه جاسوسی دست خود امریکایی ها بود… موسوی خوئینی ها پشت این کار بود.» (هفته نامه شما، سال۸۹)

۲) گروه فرقان: این گروه که اوایل سال ۵۸ تشکیل شد، عامل ترور بسیاری از مسوولان جمهوری اسلامی، از جمله «مرتضی مطهری» بود. مخالفان موسوی خوئینی ها می گویند: «آیت الله مطهری معتقد بود موسوی خوئینی ها کمونیست است.» (جعفر شجونی، اسفند۸۹، سخنرانی در جمع دانشجویان)
«علی مطهری» هم روایت مشابه ای دارد: «رهبر انقلاب [خامنه ای] زمانی که رییس جمهوری بودند، نقل می کردند که آقای [مرتضی] مطهری از من خواستند برو به این محمد خوئینی ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می کنی،‌ همه خلاف و تفسیرهای مارکسیستی است.» (علی مطهری، گفت وگو با کتاب ماه فرهنگی)
مخالفان موسوی خوئینی ها هم چنین می گویند؛ «اکبر گودرزی»، عضو اصلی گروه فرقان که خرداد۵۹ تیرباران شد، تحت تاثیر موسوی خوئینی ها بود و با دوگانه سازی مطهری – موسوی خوئینی ها، مدعی اند ترور مطهری حاصل آموزه های موسوی خوئینی ها بوده است. موسوی خوئینی ها هرگونه ارتباط با این گروه را تکذیب کرده و گفته رهبر فرقان را هرگز ندیده است.

۳) پرونده انفجار نخست وزیری،هشتم شهریور ۱۳۶۰: در این حادثه، «محمدعلی رجایی»، رییس جمهوری و «محمدجواد باهنر»، نخست وزیر وقت کشته شدند. متهم اصلی انفجار، «سازمان مجاهدین خلق» بود ولی «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» هم نزد برخی مشکوک بود. پای «خسرو تهرانی»، «بهزاد نبوی»، «سعید حجاریان»، «محمد عطریانفر»، «محسن سازگارا» و… هم به میان آمد. پرونده تا سال ۶۴ باز بود. با به قدرت رسیدن موسوی خوئینی ها، او تصمیم می گیرد پرونده را تعیین تکلیف کند. مسوول پی گیری پرونده، ابراهیم رئیسی می شود که معاون سیاسی و گروهک های دادسرای انقلاب تهران بود؛ بازجوی اصلی هم «اسدالله لاجوردی».
در جریان دور تازه رسیدگی، برخی افراد بازداشت می شوند: «آقای رئیسی، فرد یا افرادی را مامور پی گیری پرونده کرد و آنان دستور بازداشت محسن سازگارا،‌ خسرو تهرانی و… را صادر کردند.» (موسوی خوئینی ها، وب سایت شخصی، ۱۲مهرماه۹۰)
در ادامه ماجرا، یکی از متهمان (تقی محمدی) در زندان خودکشی می کند. بازجوی تقی محمدی، «غلامحسین محسنی اژه ای» بود. رئیسی و لاجوردی و اژه ای در پی بازداشت حجاریان و «بهزاد نبوی» هم بوده اند که ماجراها به اطلاع خمینی می رسد. خمینی هشتم شهریور ۶۵ موسوی خوئینی ها، ابراهیم رئیسی و «عبدالکریم موسوی اردبیلی» را احضار می کند و دستور می دهد پرونده مختومه شود: «حاج احمدآقا هم نیز در جلسه حضور داشتند. اظهارات امام در این جلسه را مکتوب کردم و به آقای رئیسی دادم تا به عنوان سند روی پرونده گذاشته شود.» (موسوی خوئینی ها، وب سایت شخصی، ۱۲مهرماه۹۰)
پرونده اما با این دستور بسته نشد و به تعبیر «حسین باستانی»، تحلیل گر مسایل ایران، اصول گرایان اعتقاد دارند خمینی هنگام اخذ این تصمیم،‌ نسبت به پرونده ناآگاه بوده و واقعه انفجار هشت شهریور را پرونده ناتمام می دانند.
شهریور۹۳ کتاب مفصلی در این زمینه با عنوان «پرونده مسکوت» از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی و زیر نظر «روح الله حسینیان» منتشر شده است.

۴) تشکیل مجمع روحانیون مبارز، سال ۶۷: انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی نقطه درگیری روحانیون در «جامعه روحانیت مبارز» به دو گروه راست و چپ شد. چپ ها با محوریت «مهدی کروبی» و موسوی خوئینی ها از خمینی اجازه گرفتند و نهاد تازه ای تاسیس کردند با عنوان «مجمع روحانیون مبارز». موسوی خوئینی ها روایت کرده است: «کروبی پیشنهاد داد خودمان تشکیلات دیگری درست کنیم … به احمدآقا گفتم، ایشان گفت خیلی خوب است. گفتم نظر تو را نمی خواهم بدانم، نظر امام را می خواهم… گفت موضوع را به امام گفتم،‌ فرمودند خیلی خوب است… در مورد پول هم امام گفت همان طور که به آن ها [جامعه روحانیت مبارز] کمک شده، به شما هم کمک می شود.»  مهدی کروبی اولین دبیرکل نهاد تازه شد و سال ها بعد موسوی خوئینی ها دومین دبیرکل. تاکنون هم در این سمت باقی مانده است. روزگار خوش آن ها در مجمع اما با مرگ خمینی خیلی زود تمام شد. موسوی خوئینی ها را سال ۶۹ در انتخابات مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت کردند. او در انتخابات مجلس چهارم شورای اسلامی در سال ۷۰ تایید شد ولی اکثر چهره های نزدیک به این مجمع از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت شدند. موسوی خوئینی ها هم انصراف داد. فقط این هم نبود: «آقای سید محمد موسوی خوئینی ها آمد… مدعی است که عنوان فتنه گرها که رهبری در انتخابات [مجلس چهارم] مطرح کردند،‌ بر آن ها تطبیق شده و می گویند اگر فتنه گرند، پس صلاحیت کار کردن ندارند… نصیحت کردم که به کلی کنار نکشند… قانع نشد.] (اکبر هاشمی رفسنجانی، یک شنبه۲۳فروردین۷۱)
موسوی خوئينی ها دی ماه ۶۸ به عنوان مشاور سیاسی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی منصوب شد تا سال ۷۴. اسفند۷۵ هم با حکم خامنه ای، عضو مجمع تشخیص مصحلت نظام شد ولی این احکام نمایشی بیش نبودند. آن طور که «جعفر شجونی» زمستان ۸۹ نقل کرد، موسوی خوئینی ها چشم دیدن رهبری را ندارد، خامنه ای هم احتمالا حس مشترکی دارد.

۵) اعدام های تابستان ۶۷: در جریان این اعدام ها به نوشته آیت الله «حسینعلی منتظری»، سه هزار و ۸۰۰ نفر از زندانیان وابسته به سازمان مجاهدین خلق و گروه های چپ اعدام شدند. موسوی خوئینی ها در این دوران دادستان کل کشور بود. درباره نقش اجرایی دادستان کل کشور در اعدام های تابستان ۶۷ هیچ سندی منتشر نشده است. تنها نقل قول مرتبط با این ماجرا از موسوی خوئینی ها مربوط به ۳۰دی۶۷ است: «ما از بالا رفتن اعدام ها واهمه ای نداریم.»
این نوع واکنش در آن دوران شایع بوده است. خامنه ای هم  ۱۶ آذرماه ۶۷ گفته بود: «این آدمی که از داخل زندان با حرکات منافقین که حمله مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی … ارتباط دارد، به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند؟… او محکوم به اعدام است و اعدامش هم می کنیم. با این مساله شوخی که نمی کنیم.»
موسوی خوئینی ها علاوه بر این، عضو شورای عالی قضایی هم بوده است. بر اساس مستندات فایل صوتی دیدار آیت الله منتظری با اعضای «هیات مرگ» که مسوول اجرای دستور آیت الله خمینی برای اعدام بوده اند، شورای عالی قضایی در جریان اعدام ها بوده است:

منتظری: «نامه برای شورای عالی قضایی هم فرستادم. میگن پاشو بیا برو پیش امام. می گم من چرا برم؟ شورای عالی قضایی هستین، اگه مخالفین، شما برین… برین شورای عالی قضایی معرکه بگیرین. مرده شورشون ببره. به من متوسل می شه…»

ابراهیم رییسی (عضو هیات مرگ): «اونا خودشون رو کشیدن کنار.»

اشراقی (عضو هیات مرگ): «اونا خودشون رو کشیدن کنار.»

منتظری: «بگین شورای عالی قضایی! مگه تو مسوول نیستی؟ خب بیاین جواب بدین.»

رئیسی: «آخه شورایی ها همه اش می رن دنبال درس و بحث.»

این بخش از گفت وگوی منتظری و اعضای هیات مرگ نشان می دهد موسوی خوئینی ها مانند سایر اعضای شورا در جریان وقایع بوده ولی به دلیل ترس از مخالفت با دستور خمینی، ترجیح داده است خود را کنار بکشد.

۶) قتل های زنجیره ای: قتل های زنجیره ای از آذر۷۷ با سلاخی کردن «داریوش فروهر» و همسرش، «پروانه اسکندری» شروع شد و با مرگ «محمد مختاری» و «محمدجعفر پوینده» ادامه یافت. ۱۵دی ماه همان سال روزنامه «سلام» به مدیرمسوولی موسوی خوئینی ها خبر داد: «از بین کسانی که باید تامین کننده امنیت کشور باشند، در این جنایت دست داشته اند.»
همان روز بیانیه وزارت اطلاعات منتشر شد که گروهی از ماموران این وزارت خانه قاتل بوده اند. پی گیری پرونده قتل های زنجیره ای به جایی نرسید ولی این بیانیه سرآغاز دوران جدیدی در ساختار نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی شد. برخی تندروهای اصول گرا، قتل های زنجیره ای را طراحی اصلاح طلبان برای حذف رقبای خود در وزارت اطلاعات توصیف کردند، «سعید امامی»، مشاور وزارت اطلاعات و متهم ردیف اول قتل های زنجیره ای که در زندان خودکشی کرد را شهید می خوانند و این پرونده را یک پرونده ناتمام می دانند.

۷) توقیف روزنامه سلام، ۱۳تیرماه۷۸: در این روز، روزنامه سلام نامه سعید امامی را منتشر کرد که خواستار محدودیت اهل قلم و کنترل فضای فرهنگی شده بود. انتشار نامه که سند محرمانه خوانده می شد، منجر به توقیف این روزنامه شد. در آن دوران، قانون مطبوعات در مجلس با حمایت آیت الله خامنه ای در حال اصلاح بود و انتشار این نامه، اصلاحیه قانون مطبوعات را یک پروژه امنیتی نشان داد. توقیف روزنامه سلام به سلسله واکنش هایی اعتراض آمیز منجر شد که در نهایت حوادث ۱۸تیرماه۷۸ در کوی دانشگاه تهران را رقم زد. سلام بعد به پنج سال توقیف محکوم شد ولی هرگز منتشر نشد. محمود احمدی نژاد یکی از شاکیان و حاضران در دادگاه این روزنامه بود. سلام نیز یکی دیگر از پرونده های ناتمام زندگی موسوی خوئینی ها است؛ روحانی مشهور به مرد خاکستری که به گفته محمد ملکی، اکنون ساکن «جماران» است در خیابان «حصارک»، پلاک ۱۵، باغ مصادره ای خانواده «خسروشاهی»، موسسان کارخانجات «مینو».

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s